اینجا همه خوابن - آتش...

چند روز پیش داشتم چندتا تیکه چوب بزرگ رو آتیش میزدم

یهو آتیش گُر  گرفت طوری که گرمای آتیشو بد جور حس کردم

خودمو سریع عقب کشیدم ،یهو یاد اون داستان معروف امام علی

افتادم که یه تیکه آتیش توی دست عقیل برادرش گذاشت گفت تو که نمی تونی

اینو تحمل کنی چطوری میخوای آتیش جهنم که اصلا قابل قیاس با این

آتیش سرد دنیا نیست رو تحمل کنی..

راستش بدجور رفتم توی فکر......

یا الهی و ربی و سیدی و مولای

لآی الامور الیک اشکو ولما منها اضج وابکی

لآلیم العذاب وشدته

ام لطول البلاء و مدته...

پروردگارا،آقا ومولای من

برای کدامیک از گرفتاریهام به تو شکایت کنم

و برای کدامیک از آنها شیون وگریه کنم؟

برای عذاب دردناک وسخت

یا برای بلای طولانی..

و مدید

بخشی از دعای کمیل


تاریخ : چهارشنبه 15 شهریور 1391 | 09:29 ق.ظ | نویسنده : بی نام و نشان | نظرات

  • paper | خرید بک لینک | میله